تو آسمون قلبم بهت گفتم ستاره به صدتا اینوگفتم توهم یکیش بیچاره
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
جای این که عاشق زارتوباشم آرزو دارم عزادار توباشم
الهي تو بميري من بمونم
سرقبرت بيام روضه بخونم
الهي سرخک و اريون بگيري
تب مالت و فشار خون بگيري
اگر بردي از اينها جان سالم
الهي درد بي درمون بگيري
الهي بخوني و نظر بدي
اگه نظر ندي خيلي بدي
انسان با سه بوسه تکمیل می شود
1-بوسه مادر که با آن با یه عرصه خاکی می گذاری
2- بوسه عشق که یک عمر با ان زندگی می کنی
3- بوسه خاک که با ان با به عرصه ابدیت می گذاری
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یک نصیحت:مواظب خودت باش!
یک خواهش: اصلاً عوض نشو!
یک آرزو: فراموشم نکن!
یک دروغ: تورو دوست ندارم!!،
یک حقیقت: دلم برات تنگ شده
انگار تمام زمين در تنهايي دفتر من است و تمام آبها جوهر خودنويسم تا هر آنچه که دل مي گويد بنويسم حتي آرزويم اين است وقتيکه آخرين نفس هاي عمرم را ميکشم تنهاي تنها باشم وتنها جان دهم و اشکي برايم ريخته نشوداز براي رفتنم شايد با خودت بگويي اين ديوانه دارد وصيت نامه مي نويسد ولي باور کن باور کن مرا و احساس تنهايي مرا که اگر تنهاييم را از من بگيرند روزي خواهم مرد اشک هاي تنهاييم تنها براي دلم نيست که براي تمام دل هاييست که بي هيچ بهانه اي فر
gartal_62: تنهايي ها تنهايي هايم يعني تمام زندگي براي من تنهايي من آنقدر برايم مقدس و باارزش است که با تمام دنيا عوضش نميکنم دوستش دارم بيشتر از خودم بيشتر از جانم که اگر او نباشد من هم نيستم يک عالم ديگرست وراي اين دنيا و زمان کنوني حال حاضر زندگيمان ميدانم شايد بگويي ديوانه شده ام اما اما به خدا حاضر نيستم حتي لحظه اي از لحظه هاي تنهاييم وحتي ذره اي از ذره هاي احساسش را با کسي يا چيزي تقسيم يا عوض کنم
تو مث يه آسمون
من ولي باد خزون
تو صداي آشنا
من ولي يه بي نشون
تو مث يه شعرِ تر
من پر از حس خطر
تو خود شقايقي
من ولي يه در به در
تو پي قاصدكا
من رفيق سايه ها
تو صداي سازي و
من نفير ناله ها
تو گلي ، مثل بهار
من ولي فقط يه خار
تو غزلواره عشق
من كوير شوره زار
تو مث فرشته ها
من فقط يه جاي پا
تو نواي عشقي و
من يه ساز بي صدا
ایمان پورحسینی
نمي خواهم....
نمي خواهم به جز من دوست دار ديگري باشي
نمي خواهم براي لحظه اي حتي به فكر ديگري باشي
نمي خواهم صفاي خنده ات را ديگري بيند
نمي خواهم كسي نامش،بر لبهاي تو بنشيند
نمي خواهم به غير از من بگيرد دست تو دستي
نمي خواهم كسي يارت شود در راه اين هستي
کاش بودی تا دلم تنها نبود
تا اسیر غصه فردا نبود
کاش بودی تا برای قلب من
زندگی اینگونه بی معنا نبود
کاش بودی تا لبان سرده من
قصه گوی غصه غم ها نبود
کاش بودی تا دور دست عاشقم
غافل از لمس گل مینا نبود
کاش بودی تا زمستان دلم
این چنین پور سوز و پر سرما نبود
کاش بودی تا فقط باور کنی
بعد تو این زندگی زیبا نبود
وقتي كه تنگ غروب بارون به شيشه ميزنه
همه غصه هاي دنيا توي سينه منه
توي قطره هاي بارون ميشكنه بغض صدام
ديگه غير از يه دونه پنجره هيچي نميخوام
پشت اين پنجره ميشينم و آواز ميخونم
منتظر واسه رسيدنت تو بارون ميمونم
زير بارون انتظارت رنگ تازه اي داره
منم عاشق ترم انگار وقتي بارون ميباره
بعضي وقتا كه مياي سر روي شونم ميذاري
تموم غصه ها را از دل من بر ميداري
امااین فقت یک خواب خواب پشت پنجره
وقت بيداري بازم غم ميشينه تو حنجره
ای پادشه خوبان *** داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد *** وقت است که باز آیی

شبی پرسیدمش با بیقراری که غیر از من کسی را دوست داری
دو چشمش از خجالت بر هم افتاد میان گریه هایش گفت آری
********************************
چشم مخصوص تماشاگر است اگر بگذارند
و تماشای تو زیباست اگر بگذارند
سلام به همه دوستانی که از وبلاگ جدایی دیدن می کنند
این آیدی وآدرس ایمیل منه
jodaaee
مرسی از این که به وبلاگ خودتون سر می زنید
باتشکر مدیریت وبلاگ جدایی
|
به خیالش توی این خزون عاشق کـش بیـداد | |
زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم
اما گریه به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم
تو نیز به من آموختی که چگونه دوستت بدارم
اما به من نیاموختی که چگونه فراموشت کنم
در حیرتم از مرام این مردم پست
این طایفه زنده کش مرده پرست
تا هست به ذلت بکشندش ز جفا
تا مرد به عزت ببرندش سر دست
با «نه» شنيدن از تو كه من كم نميشوم!
مجنوننمـــاي مــردم عالم نميشوم
اين اوّليـــن خطاي تو، حوّاي سنگدل
پنداشــــتي بدون تو آدم نميشوم